بزرگترین وبلاگ معصومین

در جستجوی امام زمان (عج)
ارسال نظر(0)

 

 
ابوالرجا مصری که یکی از نیکوکاران بود، می‌گوید:
پس از رحلت امام حسن عسگری (ع) برای جستجوی امام زمان (عج)حرکت کردم؛ سه سال گذشت. با خود گفتم:
اگر چیزی بود، بعد از گذشت سه سال آشکار می شد.
 
در این هنگام صدایی را شنیدم که صاحب صدا را نمی‌دیدم؛
او گفت:
ای نصربن‌عبد‌ربّه! 
به اهل مصر بگو:
آیا شما پیامبر (ص) را دیده‌اید که به او ایمان آورده‌اید؟
ابوالرجا گوید:
من تا آن زمان نمی‌دانستم که نام پدرم عبدربّه است؛
چون من مدائن متولد شدم و پدرم را از دست دادم، 
ابوعبدالله نوفلی مرا با خود به مصر آورد و در آن‌جا پرورش یافتم، 
چون آن صدا را شندیم، 
مطلب را دریافتم و دیگر به راه خود ادامه ندادم و مراجعت نمودم.
 
منبع: کتاب داستان‌هایی از امام زمان (عج)


نویسنده : emamzaman-12
تاریخ : شنبه 29 فروردین 1394
زمان : 00:45


.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید