![]() |



بزرگترین وبلاگ معصومین
|
درباره ي وب سايت به وبلاگ امام زمان عج خوش آمدید
برای استفاده بهتر از وبلاگ لطفاعضوشوید
برچسب ها آخرين مطالب |
ارسال نظر(0)
نزديك به چند دهه اي مي شود كه با اوج گيري ناسيوناليسم عربي از عهد جمال عبدالناصر، دعوايي مجعول و بي محتوا بر سر تغيير نام خليج فارس به خليج عربي ميان ناسيوناليست هاي عرب و ايراني، و بالطبع تا حدي در ميان برخي از مردم اين سرزمين ها در گرفته است كه هراز گاهي با يك بهانه تازه تجديد مي شود و موجي از عصبانيت سطحي و فاقد بنيان منطقي را در ميان روشنفكران ايران و كشورهاي عربي بر مي انگيزد. لازم به ذكر نيست كه بانيان و ادامه دهندگان اين دعوا در خطوط اصلي كساني جز ناسيوناليست هاي پان عرب و پان فارس، كه هر دو طيف در تعصب و نابخردي و تخريب روابط ميان كشورهاي همسايه به دليل تعصب هاي جاهلانه قومي و نژادي هيچ تفاوتي با هم ندارند، نيستند. طي روزهاي اخير اين دعواي اندكي كهنه و به طور كامل پوچ، بعد از چاپ نسخه جديد اطلس جغرافيايي جهان از سوي موسسه معروف نشنال جغرافي، كه در آن نام خليج عربي در داخل پرانتز در زير نام خليج فارس آمده است، شدتي دوباره يافته است تا بدان حد كه مخالفان اين اقدام در ايران هنوز هم بدون توجه به پاسخ منطقي و درست اين موسسه درباره اعتراض هاي طرح شده، كماكان با تحريف اصل ماجرا سخن از تغيير نام (!) از سوي موسسه مزبور به ميان مي آورند و به اين موضوع كه نام خليج عربي تنها در داخل پرانتز و در زير نام خليج فارس به عنوان اسم دوم ذكر شده است، غالبا اشاره اي ندارند ! و با هياهو اصرار دارند تا دايما از تغيير نام و نه ذكر نام دوم سخن بگويند!
اندكي خردمندي و تامل در بنيان اين مرافعه، بي نتيجه بودن و از آن بدتر مخرب بودن آن را به وضوح آشكار مي سازد؛ نخست آن كه درياها و اقيانوس هاي جهان در يك معناي كلي به تمام مردم جهان تعلق دارد و وجود يك نام خاص بر يك دريا در هيچ كجا دليل بر مالكيت سرزمين يا ملتي بر آن نيست. همچنان كه وجود نام اقيانوس هند بر روي اقيانوس مزبور به اين معنا نيست كه مثلا مالك آن اقيانوس هنديان هستند! دوم آن كه تمام درياها و اقيانوس هاي حهان به طور كلي و طبيعي از قديم ترين زمان شناخته شده داراي يك يا چند اسم گوناگون بوده اند كه اين اسامي غالبا از سوي ساكنان كنار آن ها گرفته شده است. همچون درياي خزر كه در طول تاريخ ايران اسامي گوناگوني نظير درياي مازندران،درياي گرگان،درياي قزوين ( كاسپين امروزي در زبان هاي انگليسي و ... ) و درياي خزر داشته است و جالب آن كه نام خزر از تركان يهودي خزر آمده اما با اين حال بدون هيچ اعتراضي از سوي ايرانيان استفاده مي شود. ( و البته در اين مورد تاثير يهوديان را بر فضاي فرهنگي ايران و تلاش آنان براي حفظ اين نام را نبايد ناديده گرفت.)خليج فارس نيز همچون ساير درياهاي جهان از قديم ترين ايام مشخص به دليل نزديكي به منطقه فارس و حاكميت سياسي مستقر در آن منطقه بدين اسم ناميده شده است.
![]() تا آن جا كه به فارس گرايان ايران مربوط مي شود سئوال اين جاست كه چرا در برابر تغيير نام درياي هرموز يا درياي مكران به نام درياي عمان و يا ناميده شدن درياي مازندران به نام درياي خزر اعتراضي نداشته و ندارند اما در برابر نام خليج فارس كه همچون درياي خزر بخش بيش تري از ساحل آن در اختيار كشور هاي همسايه ايران است، اين همه اعتراض و هياهو به راه مي اندازند؟! بي ترديد اگر بر درياي عمان و خزر هم نام فارس وجود مي داشت، به دليل حاكميت فارس گرايي بر فضاي فرهنگي ـــ سياسي ايران، هر گونه تلاشي و از سوي هر ملتي براي تغيير نام آن درياها با اعتراض وسيع اينان مواجه مي شد اما ظاهرا چون درياي مازندران و مكران نام فارس بر خود نداشتند، طبعا دليلي هم براي دفاع از اسامي متعلق به ساكنان مازندران و مكران از سوي فارس گرايان و فارس پرستان وجود نداشته است!
نكته سوم طرح سئوال درباره ريشه اين دعواي ساختگي و وارداتي است؛ بي گمان اين دعوا را مي توان بخشي از تبعات زيان آور و محتوم تفكرات پان گرايانه كه از سوي كشورهاي استعمار گر غربي به ذهن و انديشه روشنفكران كشورهاي خاورميانه تزريق شده اند، دانست. مي دانيم كه هدف اصلي تزريق چنين انديشه هايي از سوي استعمار گران ايجاد شكاف و دشمني ميان مردم منطقه بوده است و هم اينك مي بينيم كه آن ها در رسيدن به اهداف خود تا حد زيادي موفق بوده اند! زيرا صاحبان اين تفكرات همچنان بر طبل پان عربيسم و پان فارسيسم خود مي كوبند و با اصرار بر يك تغيير نام بي فايده و بي نتيجه، آگاهانه يا ناآگاهانه به توسعه و عميق كردن اين دشمني مي پردازند.
بي ترديد اعراب نيز مثل ايرانيان و ساير مردم دنيا حق دارند براي درياي همجوار خودشان نامي برگزينند و هيچ الزامي به تبعيت از نام گذاري ديگران ندارند. همچنان كه ايرانيان حق دارند به درياهاي پيرامون سرزمين شان نام خودشان را بدهند و آن را به كار برند. منتهي اصرار كنوني پان گرايانه ايرانيان و اعراب بر روي تغيير يك نام و يا حفظ آن و يا وادار كردن همديگر و ساير كشورهاي دنيا به استفاده از نام مورد نظر خود، هيچ گونه مبناي علمي،منطقي و ملي يا بين المللي ندارد و تنها مبتني است بر تعصب قومي و نژادي تحت عنوان ملي. ( كه با فرض ملي بودن آن باز هم نوعي تعصب است.) از آن مهم تر اين اصرار و نزاع فاقد هر نوع فايده و سرانجام ملي و سياسي است و از همه تاسف برانگيز تر نتيجه اي جز تخريب روابط سياسي ـــ فرهنگي مردم و كشورهاي منطقه ندارد. بنابراين با توجه به روند قوم گراي اين منازعه جا دارد روشنفكران پان عرب كشور هاي همسايه ايران از خود بپرسند كه از تحريك احساسات پان ايرانيست هاي همقطار خود در ايران چه هدفي را دنبال مي كنند و به فرض تغيير نام خليج فارس به خليج عربي به كدامين نتيجه يا سودي مي رسند؟ و نيز جا دارد تا مدعيان اين نزاع از هر دو سو از خود بپرسند كه چرا مردم پاكستان يا اندونزي يا استراليا بر سر تغيير نام اقيانوس هند به اقيانوس پاكستان يا اسامي ديگر با هم جدال نمي كنند؟
بي شك گفت و گو درباره تغيير نام خليج فارس در ميان كشورهاي منطقه، به زمان حاكميت يافتن خرد جمعي و ملي در ميان مردم اين كشورها موكول و ميسر است و لذا در شرايط كنوني هر نوع هياهو بر سر حفظ يا تغيير نام فعلي و وادار كردن ديگران به پيروي از خواسته هاي خود، ماحصلي جز ايجاد كينه و دشمني ميان همسايگان ندارد و نخواهد داشت. و اگر روزي قرار باشد تا خرد جمعي و ملي مردم كشورهاي منطقه در اين باره تصميم بگيرند و اگر بخواهند نامي مشترك براي اين خليج برگزينند، نام هاي همچون خليج شرق ميانه يا خليج خاورميانه يا خليج اسلامي اسامي عام و مشتركي خواهند بود ![]() نویسنده : emamzaman-12
تاریخ : دوشنبه 28 فروردین 1391
زمان : 15:30
![]()
ارسال نظر(0)
مقدمه :
فراماسون یک تشکل مخفیست با هدف سلطه بر جهان . در واقع یک نظام برده داری بسیار وسیع است به شکلی که اعضای آن متوجه برده بودن خود نمیشوند. ![]() نویسنده : emamzaman-12
تاریخ : دوشنبه 28 فروردین 1391
زمان : 15:30
![]()
ارسال نظر(0)
دلـم ز هـجر تو در اضطراب مـی افتـد به سان زلف تـو در پیچ و تاب می افتد شـبی كـه بی تو اَم ای ماه محفل اَفروزم دلـم زهجر تـو از رنگ و آب می افتد تـو آن مـهی كه اگـر مهر رخ بَر اَفروزی زچشـم اهل نظـر آفتاب مـی افتـد تـو آن گـلی كه ز پاكـی طراوتی داری كه گل به پیش تو از رنگ و آب می افتد بـه یاد روی تـو اِی گُل، عبور خاطر مـن به باغ صبر غـزل های نـاب می افتـد اگر به گوشه ی چشمی نظر كنی اِی دوست دعای خسته دِلان مستجـاب می افتـد ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ![]() نویسنده : emamzaman-12
تاریخ : دوشنبه 28 فروردین 1391
زمان : 15:30
![]()
![]() نویسنده : emamzaman-12
تاریخ : پنجشنبه 24 فروردین 1391
زمان : 17:24
![]()
ارسال نظر(0)
| ادامه مطلب...
امام زمان ویژگی ها و اوصاف حضرت مهدی (عج) راجع به حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ و اوصاف آن بزرگوار باید بدانیم كه شناختن مشخصات آن حضرت از دو جهت اهمیت بخصوص دارد: یكی از نظر تكلیف زیرا شناختن امام شرعاً و عقلاً واجب است و به حكم حدیث معروف: مشاهده كامل در ادامه متن ...
امام زمان ویژگی ها و اوصاف حضرت مهدی (عج) راجع به حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ و اوصاف آن بزرگوار باید بدانیم كه شناختن مشخصات آن حضرت از دو جهت اهمیت بخصوص دارد: یكی از نظر تكلیف زیرا شناختن امام شرعاً و عقلاً واجب است و به حكم حدیث معروف:
مشاهده كامل در ادامه متن ... ![]() نویسنده : emamzaman-12
تاریخ : چهارشنبه 23 فروردین 1391
زمان : 20:01
![]()
ارسال نظر(0)
اللهم عجل لولیک الفرج با عنایت امام زمان عج این وبلاگ همچنان به کار خود درباره مهدی عج و مهدویت فعالیت دارد اگر خداوند عمری باقی گذارد یک قسمت جداگانه وبلاگ را به نهج البلاغه و شیر خدا مرد مردان اولین امام شیعیان علی ع اختصاص میدهیم دوستان وبازدیدکنندگان اگر تمایل و وسع مالی دارید لطفا برای سرپا ماندن و گسترش این وبلاگ کمک مالی نمایید تاکنون هیچ کمکی از سوی بازدیدکندگان نشده است هرکدام نفری 1000تومان بگذارید مبلغ زیادی میشود و ما به اهداف نهایی خود ان شا الله میرسیم دوستان خواهشا اگر مایل به کمک مالی نیستید در نظر سنجیه کمک مالی شرکت نکنید ممنون دانشجوی گمنام یا علی
![]() نویسنده : emamzaman-12
تاریخ : سهشنبه 22 فروردین 1391
زمان : 22:55
![]()
ارسال نظر(0)
باسمه تعالی اَلسَّلامُ عَلَي مُحْيِي الْمُؤمِنينَ وَ مُبيرِ الْكافِرينَ اَلسَّلامُ عَلَي الْمَهْدِيِّ الْاُمَم اَلسَّلامُ عَلَي الْقائِمِ الْمُنْتَظَر وَ الْعَدْلِ الْمُشْتَهَر اَلسَّلامُ عَلَي بَقِيَّةِ اللهِ في بِلادِهِ[1] سلام بر آن امامي كه موجب احياء مؤمنين و نابودي كافران خواهد شد. سلام بر مهدي امّت، سلام بر قائم منتظَر و عدل مورد نظر... سلام بر بقيةالله درهرجايي، كه آنجا شهر خدا خواهد بود. وقتی متوجه باشیم غفلت از معرفت صحیح نسبت به حجت خدا«صلواتاللهعلیه» موجب در پردهماندن آن حضرت و عامل ادامهی سرگردانی بشر است، باید راه نجات را در رویکرد صحیح نسبت به معرفت به مقام آن حضرت و انتظار آن حضرت جستجو کرد. با این فرض که بهترین راه نجات از آسیبهای اندیشهی انتظار، درست مطرحکردن مبانی معرفتی مهدویت و انتظار است؛ موارد زیر به عرض عزیزان میرسد: 1- وجود دلایلی عقلی در اعتقادات – از جمله در اعتقاد به مهدویت – موجب میشود تا خرافات نتوانند جای خود را در عقاید عالیه باز کنند. ابتدا باید عقل متوجه شود عینالانسان به عنوان واسطه فیض بین خدا و عالم هستی در صحنه است. چون انسانیت یک حقیقت تشکیکی و دارای شدت و ضعف است و هر حقیقت تشکیکی یک وجه کامل و تمام دارد که مراتب پایینتر آن، همه جلوهی آن هستند و لذا همین که انسانیت با شدت و ضعف در همه انسانها موجود است دلیل است بر آنکه حقیقت انسانیت دارای جنبهی تامّ و تمامی است که همان انسان کامل است، و هرکس به هراندازه از انسانیت برخوردار است، انسانیت او پرتو نور آن انسان کامل است. از طرفی خداوندی که کمال مطلق و جامع جمیع کمالات است، اولین صادره از او ملائکه نیستند چون هرکدام از ملائکه مظهر اسمی از اسماء الهیاند. پس اولین صادره از خداوند باید انسان کاملی باشد که همهی کمالات الهی را به نحو جامع داشته باشد و معنی واسطهی فیضبودن ذات مقدس امام عصر«عجلاللهتعالیفرجه» به همین معنی است و در راستای همین قاعده است که رسول خدا«صلواتاللهعلیهوآله» فرمودند: «اَوَّلُ ما خَلَقَ اللهُ، نوري».[2] (در خصوص بحث فوق به کتاب «مبانی معرفتی مهدویت» رجوع فرمایید). 2- در راستای طرح صحیح اندیشهی مهدویت جهت عبور از ظلمات دوران آخرالزمان یک «لا» نیاز است و یک «إلاّ». برای تحقق زمینهی «لا» چند نکته باید مدّ نظر قرار گیرد: الف؛ نفی حاکمیت طاغوت که موجب سرکوبی استعدادهای اصیل بشریت میشود، استعدادهایی که باید شکوفا شود تا انسانها احساس بهثمررسیدن بکنند. (به بحث «عصارهای از فرهنگ مهدویت در ابعاد گوناگون» از کتاب «جایگاه و معنی واسطه فیض» رجوع فرمایید). ب؛ نفی فرهنگ مدرنیته که همان ظلمات آخرالزمان است در همهی ابعاد تودرتویِ آن و شناخت راه عبور از آن به سوی تمدن اسلامی. (به کتاب «فرهنگ مدرنیته و توهّم» و نوشتار «شیعه و تمدنزایی» رجوع فرمایید). برای تحقق زمینهی «إلاّ» نیز چند نکته باید مدّ نظر قرار گیرد: الف؛ اعتقاد به حاکمیت خدا از طریق امام معصوم در همهی مناسبات عالم و آدم عالم هستی (به بحث «انتظارِ فرج و آثار آن» از کتاب «جایگاه و معنی واسطه فیض» رجوع فرمایید). ب؛ اعتقاد به حاکمیت خدا در زمان غیبت از طریق حاکمیت کارشناس کشف حکم خدا در قرآن و روایات تحت عنوان «ولایت فقیه». (به بحث «نظام أحسن و آخرالزمان» از کتاب «جایگاه و معنی واسطه فیض» رجوع فرمایید که در آنجا روشن میشود انقلاب اسلامی با شاخصههای مخصوص به خود، طلوع امیدبخشی جهت تحقق ظهور نهایی حق و راه عبور از ظلمات آخرالزمان است و اینکه غفلت از جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی موجب محرومیت از برکات انتظار واقعی است. ج؛ نظر به تحقق تمدن اسلامی که با تحقق انقلاب اسلامی شروع و با ایجاد دولت اسلامی و سپس کشور اسلامی زمینه برای تمدن اسلامی فراهم میشود. (به نوشتار «شیعه و تمدنزایی» و کتاب «دعای ندبه؛ زندگی در فردایی نورانی» رجوع شود). 3- نظر به ظهور انسان کامل و حاکمیت آن حضرت در تمام مناسبات بشری، حضور در جبههی مثبت و نورانی تاریخ است که مقابل آن ورود به جبههی ظلمانی و بیثمر تاریخ میباشد. لذا امام صادقu ميفرمايند: «مَنْ ماتَ مُنْتَظِراً لِهذَاالْاَمْرِ كانَ كَمَنْ كانَ مَعَ الْقائمِ في فُسْطاطِهِ لا بَلْ كانَ بمنزِلةِ الضّارِبِ بَيْنَ يَدَيْ رسولِاللهِ بِالسَّيْفِ»[3] هر كس در حالي بميرد كه منتظر اين امر باشد، موقعيتش مثل كسي است كه در كنار حضرت قائم، در خيمه آن حضرت به سر برده است، بلكه مثل مبارزي است كه در كنار رسول خداf مبارزه كرده است. (به نوشتار «برکات انتظار» و «بصیرت و انتظار فرج» رجوع فرمایید). 4- با فهم معنیِ نظام بقیةاللهی روشن میشود چرا مقصد همهی انبیاء و اولیاء تحقق حاکمیت حضرت مهدی«عجلاللهتعالیفرجه» است. (به نوشتار «معنی و عوامل ورود به نظام بقیةاللهی» رجوع فرمایید)، زیرا تا کسی «زمانِ باقی» را درک نکند نمیتواند بقیةالله را درک کند. 5- حضور در تاریخ نورانی از طریق انتظار، ظهور حضرت صاحبالامر، همعهد و هماهنگشدن با همهی انبیاء و اولیاء تاریخ است و انسانها عملاً از آن طریق وارد اردوگاه موحدین تاریخ میشوند، لذا انسان با ورود در فرهنگ انتظار، هم در کنار حضرت امام حسین«علیهالسلام» شمشیر میزند و هم در کنار حضرت مهدی«عجلاللهتعالیفرجه» در خیمهی آن حضرت بهسر میبرد و معنی «اَفْضَلُ اَعْمالِ شيعَتِنَا اِنْتِظارُ الْفَرَج»[4] بهترين اعمال شيعيان ما انتظار فرج و انتظار گشايش امور به دست آن حضرت است، تحقق مییابد و «اِنْتظارُ الْفَرَجِ مِنَ الْفَرَج»[5] که میگوید نفسِ انتظارِ فرج، خودْ فرج و گشایش است، صورت عملی بهخود میگیرد. پس آنکس که در فرهنگ انتظار بهسر میبرد همواره از ظلمات دوران خود آزاد است و همواره در اردوگاه موحدان تاریخ بهسر میبرد که یک لحظه از آرمانهای بلند بشری غفلت نخواهد کرد. روحیه انتظار به معنی واقعی آن در دعای شریف ندبه به اوج خود میرسد، زیرا که در آن دعا توجه به گذشته میکنید اما برای حیات آینده، و انسان از آن طریق «عالَم» دار میشود، آنهم «عالَم بقیةالله». از مردم عادی هم که بگذریم حتی نخبگان و اندیشمندان در دنیای مدرن، خود را بیرون تاریخ مییابند و این نقیصه فقط با ورود به عالم انتظار و مهدویت جبران میشود. (جهت روشنشدن امر فوق به کتاب «دعای ندبه؛ زندگی در فردایی نورانی» و کتاب «زیارت آل یس؛ نظر به مقصد جان هر انسان» رجوع فرمایید). -------------------------------------------------------------------------- [1] - مفاتيحالجنان، قسمتي از زيارت مخصوص امام زمان«عجلاللهتعالیفرجه». [2] - بحارالأنوار، ج 1، ص 97. [3] - «بحارالانوار»، ج 52، ص 146. [4] - «بحارالانوار«، ج 51، ص 156. [5] - «بحارالانوار»، ج52، ص131. ![]() نویسنده : emamzaman-12
تاریخ : سهشنبه 22 فروردین 1391
زمان : 22:40
![]()
![]() نویسنده : emamzaman-12
تاریخ : دوشنبه 21 فروردین 1391
زمان : 12:45
![]()
ارسال نظر(0)
معجزات امام زمان ما حضرت مهدی(عج) را می توانیم از نظر زمان بر پنج قسمت تقسیم کنیم:
1. زمان پدر
2. زمان غیبت صغرا 3. زمان غیبت کبری 4. زمان ظهور 5. زمان قیام و انقلاب معجزات امام زمان(عج) در زمان پدر
سخن گفتن امام زمان(عج) در رحم مادر
سخن گفتن در رحم مادر یک امر غیر عادیست که ما آن را معجزه می دانیم و این اختصاص به یک نفر ندارد بلکه در تاریخ معصومین(ع) آمده که بعضی از آنها در رحم مادرشان سخن گفته اند: 1- حضرت امیرالمومنین علی(ع):
زیرا مادرش فاطمه بنت اسد وقتی که کنار کعبه آمد به خداوند متعال التجاء کند تا درد وضع حمل بر وی آسان گردد با خدا اینگونه سخن گفت، خدایا به حق این خانه و به حق کسیکه این خانه را بنا کرده و بحق این فرزندم که در رحم من است و با من سخن میگوید و با سخن گفتن خود مونس من گردیده است و میدانم که او از آیات با عظمت تو است ولادتش را بر من آسان گردان.«1» 2- حضرت فاطمه(س):
زیرا زنان قریش با ازدواج خدیجه و حضرت محمد(ص) مخالف بودند، او اعتنا به گفتار زنان قریش نکرد و ازدواج انجام گرفت و رفت آمد با خدیجه قطع گردید، و او نگران بود اما وقتی که حضرت به فاطمه(س) حامله شد، فاطمه از درون رحم با مادر سخن می گفت و مونس او بود و او را وادار به صبر میکرد؛ روزی رسول خدا وارد منزل شد دید خدیجه با شخصی سخن میگوید اما کسی را غیر از خدیجه ندید، فرمود: ای خدیجه با چه کسی حرف می زنی، عرض کرد با فرزندم که در شکم من است او با من سخن میگوید و من با او سخن میگویم.«2» 3- حضرت امام رضا(ع):
مرحوم محدث قمی آورده که مادر حضرت جناب نجمه روایت کرده که چون حامله شدم به فرزند بزرگوار خود به هیچ وجه در خودم احساس سنگینی نمی کردم، زمانی که به خواب می رفتم صدای تسبیح وتهلیل و تمجید از درون شکم خود می شنیدم خوف و ترس به من دست می داد ولی وقتی که بیدار می شوم صدائی از تسبیح و تهلیل نمی شنیدم.«3 عمه امام حسن عسگری(ع) گفت: هنگام وضع حمل کنار نرجس خاتون بودم حالت اضطراب شدیدی در او دیدم، حسب الامر امام حسن عسکری(ع) سوره مبارکه انا انزلناه فی لیلة القدر را خواندم، در این حال شنیدم آن طفل در رحم مادر با من هم آهنگ است و سوره قدر را می خواند و به من سلام داد، در تعجب و شگفتی بودم که این چیست، ناگاه برادر زاده ام حضرت امام حسن عسکری(ع) از درون اتاق دیگر صدا زد ای عمه این قدرت خدا است که اطفال را گویا می گرداند.«4 سخن گفتن امام زمان(عج) بعد از ولایت
سخن گفتن بعد از ولادت در پیامبران و امامان ما نیز سابقه دارد که به عنوان نمونه به چند مورد می پردازیم: 1- حضرت عیسی(ع):
در تاریخ انبیاء و پیامبران آمده که وقتی مردم کودک را در آغوش حضرت مریم دیدند، نسبت به حضرت مریم ظنین و برگمان شدند و زبان به ملامت باز کردند و گفتند: پدر و مادرت افراد ناپاکی نبودند پس شما چرا؟ حضرت مریم تنها نبرئه خود را در این دانست که به نوزادش اشاره کند و از او دفاع بخواهد که قرآن مجید می فرماید: فاشارت الیه«5».... اشاره کرد به فرزندش، کنایه از اینکه از این فرزند بپرسید، آنها در جواب گفتند: کیف نکلم من کان فی المهد صبیا«6».... چگونه حرف بزنیم با کودکی که در گهواره است، ناگاه دیدند آن کودک بر خلاف انتظار زبان گشود و گفت: انی عبدالله آتانی الکتاب و جعلنی نبیا«7».... من بنده خدا هستم و او(خداوند) به من کتاب آسمانی مرحمت کرده و مرا پیامبر قرار داده و کلمات دیگری که در قرآن مجید سوره مریم آمده است.
- سخن گفتن حضرت علی(ع) در گهواره: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم سخن گفتن امام زمان(عج) بعد از ولادت ![]() نویسنده : emamzaman-12
تاریخ : پنجشنبه 17 فروردین 1391
زمان : 03:15
![]()
ارسال نظر(0)
![]() نویسنده : emamzaman-12
تاریخ : پنجشنبه 17 فروردین 1391
زمان : 03:13
![]() .:: This Template By : LoxBlog.Com ::. |
موضوعات آرشيو ماهانه نويسندگان لوگو ما ![]() ديگر موارد |